تبليغاتX
ღღجواهری در دریا ღღღღامپراطور قصرღღ
ღღجواهری در دریا ღღღღامپراطور قصرღღ

ღღ::::جواهری در قصرღღ امپراطور دریاღღ:::

یانگوم من
نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت 3:45 بعد از ظهر | موضوع: عکس های یانگوم
خلاصه قسمت34 جواهری در قصر
خلاصه قسمت ۳۴ جواهری در قصر در ادامه مطلب>>>>


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت 2:3 بعد از ظهر | موضوع:
چهلمین روز درگذشت
امروز ۴۰ روز از درگذشت بانو هن میگذره برای شادی روح آن بانو فاتحه بخونید...!!!

 

 

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت 11:33 قبل از ظهر | موضوع: عکس های بانو هن
خلاصه قسمت33
پروفسور شین به عنوان استاد آموزشی درمورد آزمونها وامتیازات توضیح میدهد.در طی شش ماه پنجاه آزمایش از آنها بعمل می آید واین آزمونها دارای امتیازات عالی خوب متوسط وضعیف می باشد.نشان پنج خط برای عالی و سه خط برای خوب واگر هیچ خطی نباشد یعنی شکست وهر کسی سه شکست بگیرد از آنجا بیرون خواهد رفت.کسانی که موفق شوند این دوره را بهتر بگزرانند به داروخانه سلطنتی خواهند رفت و بقیه مانند پزشک محلی به منطقه زندگیشان بر خواهند گشت.

صحبتهای پروفسور شین

بعد از صحبتها استاد یانگوم می گوید شما ممکن است خطاهای زیادی انجام دهید ودر این صورت گواهینامه نخواهید گرفت وسپس می پرسد یانگوم کیه؟ وسپس به او می گویدشما همین الان یک شکست در پرونده دارید یانگوم با تعجب علت را می پرسد استاد می گوید شما یک پزشک هستید؟چرا پسر وزیر سابق پادشاه را درمان کردید؟چطور جرات می کنید وقتی پزشک نیستید شخصی را درمان کنید و در آخر می گوید من مطمئنم شما شکست می خورید

دردسر تازه ای برای یانگوم

آموزش شروع می شود اما استاد یانگوم توجهی به توانایی های او ندارد در یکی از جلسات او از اکثریت سوال می کند اما با اینکه یانگوم تمام سوالات را بلد است از او نمی پرسد.یانگوم تصمیم می گیرد پیش او برود وبا او صحبت کند.پیش استادش می رود ومی گوید که این کار را بخاطر ترحم به آن جوان انجام داده و از پدر او هیچ درخواستی نکرده است و در جواب استادش که میپرسدکار نادرستی کردی می گوید بله من فراموش کردم یک شخص نمی تواند بدون یک گواهینامه پزشکی از دولت پزشکی تمرین کند.استادش به او می گوید شما نباید یک پزشک شوید وشاخصه های این کار را ندارید

صحبت یانگوم با استادش

آموزش ها ادامه پیدا می کند و در رفتار استاد تغییری صورت نمی گیرد.دختران آموزش بیننده به صورت گروهی شروع به درس خواندن می کنند اما یانگوم را به دلیل اینکه استاد از او خوشش نمی اد تو درس خواندن گروهی راه نمی دهند یانگوم پیش شین بی شخصیت جدید مجموعه ودوست پزشک یانگوم می رود واز او می پرسد آیا می تواند با او درس بخواند و شین بی می گوید که من مطمئن نیستم برای تو مفید باشم واین شروعی بر دوستی آنها میشود

آغاز دوستی یانگوم وشین بی

بهرحال آموزشها ادامه پیدا می کند استاد صبح زود آنها را بیرون میبرد ودر قدم زدن به آنها آموزش میدهد.حداقل ده گام بردارید و پنج بار استنشاق کنید یک پزشک باید در کارش مواظب باشد او سلامت خود را به بیماران درس می دهد

آموزش در فضای باز

آنها را در گوشه ای جمع می کند و می گوید که بدنشان حرکت نکند وبا شکم تنفس کنند و نیروی بد را از خودشان بیرون دهند و بلندتر نفس بکشند

نفس کشیدن عجیب

بعد از مدتی استاد لی که ارشد آنجاست نیز به آنها آموزش میدهد در اولین جلسه متنی قدیمی وجود دارد که آنها باید یاد میگرفتند ولی کسی اینکارا نکرده بود اما یانگوم آن متن را می خواند واستاد به او می گوید که جلو بنشیند وبرای بچه ها بگوید تا آنها بنویسند

استاد لی

بعد از مدتی آموزش در مورد گیاهان دارویی وسمی شروع میشود وآنها با انواع واقسام این گیاهان آشنا می شوند واز نزدیک آنها را امتحان می کنند

گیاهان دارویی

سرانجام یکی از امتحانات مهم فرا میرسد و در این امتحان دختران پزشک باید رودررو گیاهان داروویی را بهم نشان دهند واسم آن وخاصیتش را طرف مقابل بگوید

امتحانی دیگر

استاد به یانگوم وشین بی می گوید که شروع کنند.شین بی ریشه گل داوودی را نشان میدهد ویانگوم می گوید برای جوشهایی که از خارش ونور آفتاب بوجود می اید مفید است یانگوم ریشه یک علف آسیایی را نشان میدهد وجواب شین بی موثر در ضعف در پاها و بازوها می باشد.شین بی گیاه روناس را نشان میدهد یانگوم می گوید برای کسی که خون استفراغ می کند مفید هست همچنین برای کسی که خونریزی دارد واز آن می توان برای پادزهر سم نیز استفاده کرد.یانگوم گیاه چیریستان چیس را نشان میدهد اما شین بی جواب نمی دهد یانگوم می گوید برای درمان بیماری استریلیت .شین بی گیاه زنجیل شامی را نشان میدهد که یانگوم می گوید برای بیماریهای قلبی  وهمچنین برای اسهال ومسمومیت وبیماریهای واگیردار مفید است.همه تعجب می کنند واستاد به او نمره پنج خط یعنی عالی می دهد

نمره پنج خط برای یانگوم

یانگوم علاوه بر اینکه خودش درس می خواند به افراد دیگر هم در اوقات بیکاری دانسته ها ودرسها را آموزش میدهد ومعمولا بصورت گروهی این کار را انجام میدهد

آموزش یانگوم به دیگران

برای مثال در یکی از آموزشها یانگوم نام وارتباطات نقاط مختلف پشت و وناحیه گردن را با کمک یکی از دختران می گوید

دخترآموزشی

دختر آموزشی

افراد دیگر مجموعه نیز بیکار نیستند وافسر مین برای همراه ساختن افراد صادق برای خدمت در دولت سراغ افراد مختلف میرود.او به سراغ دکتر قدیمی ادویه خانه سلطنتی می رود از او می خواهد که کمکش کند وبه او نفوذ زیاد وزیر اوه را هشدار میدهد

افسر مین

بعد از مدتی نتیجه آن امتحان می آید ولی با کمال تعجب یانگوم می بیند در امتحان بعد از آن رد شده با ناراحتی پیش استا د شین می رود و می گوید که تمام سوالات را دربرگه درست جواب داده است اما استادش می گوید که این نظر اوست.یانگوم از او خواهش می کند که به او کمک کند می گوید که شما گفتید من مشخصه های یک پزشک را ندارم خواهش می کنم کمکم کنید بمن بگویید چکار کنم.استادش می گوید شما ترسی از نتایج سخت شکستهای کوچک ندارید اما یانگوم می گوید دارد وقضیه طب سوزنی وترسش را شرح میدهد.یانگوم علت اینهمه اصرار را می پرسد ومی گوید که چکار کند که نمره پایین نگیرد.می گوید حاضر است تنبیه شود ولی استاد کمکش کند حاضر است تمام شستشوها تمام آشپزیها را انجام دهد و می گوید خواهش می کنم با سختگیری من را مجبور کنید پزشک شوم.استادش می گوید که شما واجد شرایط نیستید ونباید پزشک شوید

صحبت یانگوم واستاد شین

یانگوم تمام کارها را انجام میدهد ظرفها را میشوید رختها را میشوید وغذاها را درست می کند ولی در رفتار استاد تغییری پیدا نمی شود یکی از شبها که یانگوم مشغول ظرف شستن است استادش به او می گویدشما مجبور نیستید پزشک شوید و وقت را تلف نکنید.نگاه یانگوم نگاهی سرشار از ناراحتیست

ظرف شستن یانگوم

 یانگوم وناراحتی

در این حال استاد لی او را می خواند واز او می پرسد که چرا دو نمره منفی گرفته درحالی که در درسها عالی بوده ووقتی می فهمد به او می گوید که او می تواند این نمره هارا پاک کندیانگوم خوشحال میشود اما وقتی میفهمد که فردا که روز آموزش عملی می باشد دختران همراه استاد لی باید به یک جشن خصوصی بروند وبه عنوان دختران رقاص برقصند ناراحت میشود

صحبت یانگوم واستاد لی

روز بعد استاد لی و دختران برای شرکت  در جشن و رقصیدن در آن می روند...

دختران برای رقص می روند!

اما یانگوم همراه آنها نمی رود او به سر کلاس می رود ومی بیند که شین بی هم آنجاست استاد می آید وشین بی می گوید به آنها گفته ولی فایده ای نداشته.استاد شین می گوید آموزش را شروع می کنیم و آنها را بر بالین سه مریض می برد یانگوم در این کار موفق است اما شین بی باعث اذیت بیماران می شود استاد به او می گوید چقدر برای فهمیدن نوع بیماری زما ن می خواهد واو می گوید ده روز.استاد به او ده روز مهلت می دهد ویانگوم شستن و کارهای دیگر بیماران را برعهده میگیرد

شین بی ویانگوم

بعد از بازگشت دختران استاد از دستشان ناراحت میشود ومی گوید دیگر بهشان درس نمی دهد اما استاد لی او را احضار می کند ومی گوید این کارها ربطی به او ندارد ودختران برای شرکت در یک جشن خصوصی برده شدند واو نباید اعتراض کند وبه او می گوید که چطور به خاطر اشتباه او یک نفر مرده وبه این شکل حسابی به او هشدار میدهد

صحبت استاد لی وشین

سرانجام یانگوم در خلال این ده روز متوجه منظور اصلی حرف استادش می شود ومی گوید که اشتباه کرده وهمیشه برای درمان به توانایی های خودش توجه دارد وبه چیزهایی دیگر که می تواند مهم باشد توجه نمی کند

یانگوم درک می کند

بعد از ده روز هر کس نتیجه کار با این سه بیمار را میدهد ولی شین بی ویانگوم کاملا دلیل اصلی ودرست را می گویندوشین بی می گوید اینکار یانگوم بوده که علت رافهمیده اما یانگوم می گوید این کار شین بی بوده که با سوالات از بیمار باعث شده علت را بفهمند واو نقشی نداشته وکار شین بی می باشد.استاد تعجب می کند ومی گوید دلیل این تغییر رفتار برای او عجیب است اما وقتی می گوید که دفترها را باز کنید اشاره می کند که هر کس در این ورقه شکست بخورد باید برود و از قبل یک نفر مشخص می باشد وهمه اینرا می دانند چه کسی می باشد.یانگوم به فکر فرو می رود ظاهرا ماجرا هنوز ادامه دارد...

ماجرا هنوز ادامه دارد

نوشته شده توسط فـرزانه در جمعه 18 خرداد1386 ساعت 11:37 بعد از ظهر | موضوع:
پشت صحنه
یانگوم!!!!  بانوی اول آشپزخانه دربار

نوشته شده توسط فـرزانه در پنجشنبه 17 خرداد1386 ساعت 7:43 بعد از ظهر | موضوع: عکس های پشت صحنه
یونسنگ

نوشته شده توسط فـرزانه در پنجشنبه 17 خرداد1386 ساعت 7:39 بعد از ظهر | موضوع: عکس های یونسنگ
یونسنگ+انتقاد
دلیل اینکه چند روزیه که آپ نمی کنم اینه که مطالب کم شدن . همچنین هیچ کس نظر نمی ده منم اشتیاقی واسه آپ کردن پیدا نمی کنم مخصوصا الان که وسط امتحانتمه!

ولی خب من می بخشمتون به شرط اینکه قول بدید که نظر بدید!

خب اینم یه عکس از یونسنگ

منظورش از این حرکت چیه؟؟

 

 

 

نوشته شده توسط فـرزانه در پنجشنبه 17 خرداد1386 ساعت 7:29 بعد از ظهر | موضوع: عکس های یونسنگ
خلاصه قسمت 33 جواهری در قصر به انگلیسی
اینم خلاصه قسمت ۳۳ واسه اونایی که انگیلیسیشون خوبه و صبر هم ندارند!

ep. 33
The teacher master announces to the newly picked medicine maids that for the next 6 months they will undergo strict training.They must study very hard to pass the medicine license and each maid has a 3 warning strike system.If a maid gets 3 strikes against them they must leave the group and go back to being a slave or servant.The teacher master tells jang-geum she already has a strike against her for saving a scholar's son when she was still a slave, and trying to use that as a stepping stone into the palace medicine dept.The medicine maids complain to each other how strict the master is but jang-geum goes to see him instead to explain that he saved the boy without any other motive.The teacher master tells jang-geum she doesn't have the makeup of a medicine maid.

Jang-geum returns to study but the other maids refuse to be her study partner since the master dislikes jang-geum,except shin-bi (han ji min)who agrees to study with her but warns jang-geum she's not too good at it.

The head master gave the maids a quiz on orthography and understanding of proverbs.None knows what the master is talking about except jang-geum.The head master is impressed and calls jang-geum in front of the class for a dictation exercise.

Next, the maids have to memorize hundreds of ingredients and their usage.Jang-geum successfuly names all the usage but her partner shin-bi struggles to remember everything. The other maids realize jang-geum's skills and ask her to study with them.Jang-geum passes onto them medical knowledge she has acquired in jeju.

Master min jung-ho begins his efforts in gathering loyal men who used to work in the palace but they are either retired or left the palace to stay away from the corruption.Master min asks an old general,then a retired scholar and another warrior to come back to the palace. Each declines but min states he will continue to try until they agree.

Master min goes to the countryside to ask master Chung to return to the palace.Master Chung had left the palace to get away from the corruption.Master min jung-ho begs master Chung to return so he can help the palace stay healthy and help Master min to counter corruption.

The gam's plead Master choi to forgive them since they're innocent so they can sell their wine in the palace and in the market again but master choi tells his servant to send them away.

Jang-geum begs her teacher to show her how she can be a palace medicine woman.The master insists jang-geum is not a medicine woman material and gives her another strike.Jang-geum continues to beg saying she will endure punishment and do all the cooking,cleaning chores for everyone if only the master gives her a chance. The teacher replies he doesn't think jang-geum can be a medicine woman not because he detests her but because he truly doesn't believe she can be a medicine woman.Jang-geum is rendered speechless and remembers her past as a child maid of soo-rak-gan when the sang goon told her she couldn't be a kitchen maid and sent her off to clean instead.

Shin-bi is surrounded by other medicine maids who accuse her of bribing the teacher or related to the teacher since she got a higher mark then the other maids.Jang-geum watches as shin-bi tries to defend herself by denying the accusations.

Jang-geum gathers dirty clothes from the other maids to wash for them and memorizes her literature as she cooks their meal.The other maids are happy that jang-geum does all the chores for them and wonders if she's trying to win the teacher's favor just like she did when she was a child.Jang-geum washed clothes and cleaned during the day as she listened to the teacher and stayed up late to clean the dishes.The teacher tells jang-geum to not bother with unnecessary tasks.

Jang-geum returns to the sleeping corridor and the maids tell jang-geum the head master wanted to see her.The head master tells jang-geum he can help her get rid of her 2 strikes, then tells her to prepare to go somewhere tomorrow.Jang-geum is worried about going because the other teacher had set tomorrow to be a training day.Alone, jang-geum cries out the hardships she is now enduring as she remembers han sang goon saying she's waiting for her in the palace.

Next day, all the other maids left to go with the head master.Only shin-bi and jang-geum showed up to the training with the teacher.The teacher brings them to a room of sick patients.Jang-geum diagnoses her patient at once,but shin-bi can't pass. The teacher tells jang-geum to watch the patients and do laundry until shin-bi gets it right.The master leaves, and jang-geum asks shin-bi if she's related to the teacher master since he's so nice to her but shin-bi states no and she doesn't understand why he's so kind to her.

The maids all return.The teacher master gets angry at them and tells them to never show up to his class.The teacher master goes to see his boss the head master who yells at him for being so stiff and tells him to follow his orders from now on.

Meanwhile, shin-bi continues to try to figure out why her patient is ill.Jang-geum watches as shin-bi asked for the patient's symptoms to the very detail.From what she listens jang-geum figures out what the patient's illness is and realizes why the teacher has given her 2 strikes.Jang-geum realizes until now she relied too much on her own skills and her confidence kept her from giving her patients the detailed care they require.

The head master sends all the newly returned maids into the training room.The teacher master asks them what they learned from the training.Jang-geum states what she learned and gives shin-bi credit for diagnosing her patient correctly but shin-bi says jang-geum made the diagnosis.But jang-geum replies that she learned how to treat the patients by watching shin-bi.The teacher tells them to prepare for another test.

 

نوشته شده توسط فـرزانه در یکشنبه 13 خرداد1386 ساعت 10:45 بعد از ظهر | موضوع:
سانسوری های قسمت31
۱-     داگو هنگام رفتن به جيجو در بسته اش شراب دارد كه هنگام دوبله به خرت و پرت دوبله مي شود.

 

 

2-     زنش را هنگام رفتن به جيجو بغل مي كند.

 

 

3-     داگو وقتي به هوش مي آيد يانگوم را بغل مي كند و او را مي بوسد.

 

4-     مين جانگو  وقتي داره با يانگوم درد دل مي كنه دستش را مي گيره .

 

 

توي اين قسمت به جز اونجايي كه مشروب را به غذا دوبله كرده بودند هيچ سانسوري ديگه اي وجود نداشت.

نوشته شده توسط فـرزانه در شنبه 12 خرداد1386 ساعت 8:58 بعد از ظهر | موضوع:
سوالات کنکور

نگارنده قصد هیچ اهانت به عوامل سريال را نداشته و اين سوالات :

 جنبه نشستن لبخند بر لبان بازديدکنندگان و توجه به برخي از نکات سريال را دارد.

  با دقت به سوالات پاسخ دهيد

 1-   عاقبت پسر کنگ داگو چه شد ؟

الف) با افسر مين دوئل کرد و کشته شد

ب ) از مشاجرات و دعواهاي پدر و مادرش ديوانه شد

ج ) هنگام برداشتن پول از خانه ، توسط مادرش خفه شد

د ) سر به بيابان گذاشت

2 – از ماجراي سوپ اردک چه ياد گرفتيد ؟

  الف ) صبح ها و ناشتا سوپ اردک بخوريم

   ب ) براي خريد اردک ، تنها بيرون نرويم

   ج ) براي حامله شدن ، اردک بخوريم

   د ) همه موارد

3 – پادشاه شبي که يون سنگ را ديد ، براي چه بيرون آمده بود ؟

 الف ) از دست زنش که هميشه مريض مي شود ، خسته شده بود

 ب ) ياد دوران مجردي کرده بود  دلش درد مي کرد

 ج) بيرون روي داشت

 د) خيلي وقت بود که راه نرفته بود

4 – يانگوم چگونه مي خواهد از خانواده چوئي انتقام بگيرد ؟

 الف ) با موفقيتهاي پي در پي ، حرص اين خانواده را در آورد

 ب ) سوزن طب سوزني را در رگ کاروتيد بانو چوئي فرو کند

 ج ) با بودن در کنار افسر مين ، گيوميونگ را ديوانه کند

 د ) چو فردا بيايد ، فکر فردا کنيم

5 - هنگامي که يانگرو ، يون سنگ را ديد که زن پادشاه شده چه فکري کرد؟

 الف ) من که از يون سنگ خوشگل ترم ، چرا پادشاه منو نگرفت

 ب ) عجب آدم خوش شانسيه

 ج ) چطوري ميتونم شوهرتو از چنگت دربيارم

ميرم به ملکه ميگم

6 – بانو چوئي با ديدن يون سنگ چه فکري کرد ؟

الف ) اگه يک روز زودتر اقدام ميکردم ، چنان بلايي به سرت مياوردم که ...

 ب ) شانس آوردي به چنگ من نيفتادي

 ج ) اي کاش به حرفت گوش ميدادم و به جيجو ميفرستادمت

 د ) همه موارد

 

7 – شما دوست داريد جاي کدام شخصيت سريال باشيد ؟

 الف ) همسر کنگ داگو ، چون به همسرش دستور مي دهد و او را مي زند

 ب ) چنگ ، تا مدام در حال خوردن باشم

 ج ) افسر مين ، تا يک دختر خوب و نجيب گير بيارم

د ) پادشاه ، تا حرمسرا داشته باشم

8 – اگر شما جاي نويسنده فيلمنامه بوديد ، سرنوشت بانوچوئي را چگونه مي نوشتيد ؟

الف ) از عذاب وجدان ، خودکشي کرد

 ب ) آنقدر از موفقيتهاي يانگوم حرص خورد تا دق کرد

 ج ) بانوي منشي هاي سلطنتي ، او را خفه کرد

 د ) با پانسول چوئي فرار کرد

9 – سگ کيست ؟

 الف ) حيوان است

 ب ) ديدنش خوب ولي بغل کردنش بد است

 ج ) سرنوشت انسان را تغيير مي دهد

 د ) خوش يمن است ( شوهر ياب است )

10 – چرا تيتراژ قسمت 29 سانسور نشد ؟

 الف ) هيچ سريالي سانسور نمي شود

 ب ) ارزيابي ميزان جنبه بينندگان

 ج ) افزايش اشتياق براي ديدن قسمت بعدي

 د ) به سانسورچي گفته شده بود : يکي ، يه چي تو دستش مي گيره ( و به جاي گرفتن دست يانگوم ، گرفتن سگ سانسور شد )

11 – چرا افسر مين به جزيره جيجو رفت ؟

 الف ) تا سريال ادامه پيدا کند

 ب ) راحت تر بتواند با يانگوم فرار کند

 ج ) کمي در آب ، آب تني کند

 د ) علاقه خود با يانگوم را نشان دهد

12 – چرا ناخنهاي يون سنگ را کوتاه کردند ؟

 الف ) تا هر سوالي پادشاه پرسيد دقيق جواب دهد !

 ب ) تا بدن پادشاه را زخمي نکند

 ج ) تا حيوان را بغل نکند

 د ) سکانس اضافي است

13 – نکات آموزنده سريال کدام است ؟

الف ) چگونه انتقام بگيريم

 ب ) چگونه براي رسيدن به هدف ، پشتکار داشته باشيم

 ج ) بدانيم که  نمي توان ديگران را مجبور کرد که دوستمان داشته باشند

 د ) چگونه ازدواج کنيم

14 – چرا گيوميونگ عاشق افسر مين شد ؟

 الف ) چون خيلي زود اشک در چشمانش جمع مي شود

 ب ) کمبود عاطفي دارد

 ج ) عشق در يک نگاه

 د )همه موارد

 

طراح سوال : ب . ب . ک

بنياد بيکاران کشور

 هر گونه برداشت از اين سؤالات بدون ذکر منبع :

الف ) حلالتون نمي کنم

 ب ) موجب ضايع شدن خودتون ميشه

 ج ) خدا رو خوش نمياد

 د ) همه موارد

برگرفته از وبلاگ پافا

نوشته شده توسط فـرزانه در شنبه 12 خرداد1386 ساعت 12:45 بعد از ظهر | موضوع: سوالات کنکور
خلاصه قسمت 32 جواهری در قصر
بعد از این ماجرا افسر مین وفرمانده برای پیگیری قضیه وتوضیحات به سئول بر میگردند.افسر مین در مقابل گزارشی قرار می گیرد که در آن فرمانده محلی تمام موفقیت ها را بخودش نسبت داده بود افسر مین به عنوان توضیح می گوید که وقتی دشمنان حمله کرده بودند فرماندار مخفیانه فرار کرده بود وتا قبل از بازگشت من فاقد طرحی خاص بود و هیچ کاری برای نجات جان مردم انجام نداده بود

در همین حال یانگوم را به دادستانی می برند واز وی بازجویی می کنند اما افسر مین می آید و می گوید او به من کمک کردتا دشمن را شکست دهم چگونه می توانسته با دشمن تبانی کرده باشد؟او در نامه ای جزییاتی از موقعیت دشمن واطلاعات مهم به ما در شکست دشمن کمک کرد واگر جان رییس دشمنان را نجات داد فقط برای نجات جان مردم بود

در همین حال دوستان پزشک یانگوم در قصر قضیه را می فهمند و  وقتی برای کارهای درمانی پیش ملکه مادر می روند موضوع را به وی می گویند.در نتیجه ملکه موضوع را به پادشاه منتقل می کند.او از شنیدن این خبر خیلی عصبانی می شود ودستور می دهد فرمانده محلی عزل وبه یانگوم جایزه داده شود

بعد از بازگشت او و درحالی که او برای رفتن به امتحان پزشکی آماده می شود مورد نصیحت قرار می گیرد که او اگر بخواهد با یک قلب پر  ازکینه و انتقام بخواهد به این راه ادامه دهد موفق نمی شود ونمی تواند به پزشکی بپردازد

در عین حین یانگوم متوجه می شود که پدر افسر مین به خاطر اینکه او به ججو رفته قلبش شکسته وخیلی ناراحت شده در عین حال از مردی که این حرفها را می زند اینرا می فهمد که افسر مین باید در پایتخت بماند ودر گارد هان یانگ کار کند تا پیشرفت کند.یانگوم تصمیم می گیرد تا او را از این فشار خلاص کند به او می گوید که به خاطر او در آنجا بماند  تا او به زودی به قصر بر گردد

سرانجام یانگوم برای امتحان راهی می شود در بین راه به مکانی که بانو هن را ازدست داده بود می رسد ناراحت می شود وتصمیم می گیرد مزاری برای او در آنجا درست کند افسر ججو قبول نمی کند ولی داکو می آید واو را مجبور می کند اینکار را بکنند اما در این حال پسر حاکم آن منطقه می آید ومی گوید که آنها نمی توانند در این منطقه مزاری درست کنند

یانگوم به دنبال او می رود و به او می گوید که او تب دارد ومریض است او تعجب می کند که او از کجا اینرا فهمیده ویانگوم به او می گوید که یک پزشک است.او به آن پسر می گوید کمکش می کند تا بیماری او خوب شود واو قبول می کند.اول پدرش مخالف است ولی پسرش از او درخواست می کند و او قبول می کند

یانگوم برای مداوای او کارش را شروع می کند

او بر طبق یک شیوه یک گاو چاق را کشته وگوشت قسمت پاهای آنرا با شیوه خاصی آماده می کند وآنرا در آب جوش می پزد وآنرا برای او می برد ولی پسر با خوردن آن حالش بهم می خورد در اینحال حاکم می آید واز عصبانیت دستور می دهد او را تنبیه کنند ولی یانگوم می گوید این تغییر حال طبیعیست ودر خواست می کند به او فرصت بیشتری دهند پسر حاکم از پدرش می خواهد که قبول کند چون او تنها کسی است که می تواند او را درمان کند  در نتیجه یانگوم به کارش ادامه می دهد

در خلال درمان حاکم از پسرش می خواهد که دست از این مداوا بردارد ولی پسرش او را متقاعد می کند که کار یانگوم عالیست واو را حتما مداوا خواهد کرد

سرانجام معالجات یانگوم نتیجه می دهد و او سلامتی اش را دوباره به دست می آورد. پسر حاکم می گوید که آنها حالا می توانند برای بانو هن در آن محل مزاری درست کنند و پدرش هم می گوید که آنها اینکار را حتما انجام خواهند داد

یانگوم بسیار خوشحال می شود وبا بازگشت به آن محل از بانو هن تشکر می کند داکو و افسر بانمک ججو هم خوشحال می شوند

بعد از این ماجرا آنها راه خود را برای رسیدن به محل امتحان ادامه می دهند اما نزدیک بود که دیر برسند وامتحان را از دست بدهند در هر حال با کمک آن افسر و داکو او وارد می شود

امتحان به این صورت است که هر سوالی سه نمره دارد پایین متوسط وبالا.امتحان شروع می شود ویانگوم در دو سوال نمره بالا می گیرد اما نفر سومی که سوال می پرسد همان پزشک ادویه خانه سلطنتیست که او را نصیحت کرده بود.او سوال می پرسد که اگر از کسی متنفر باشید یا بخواهید از او انتقام بگیرید او را درمان خواهید کرد(کنایه از یانگوم) او جواب دقیقی نمی دهد و می گوید عقیده اش را نمی تواند بگوید و نمره پایین می گیرد

یانگوم از این مسئله بسیار ناراحت است وفکر می کند که رد می شود چون یک نمره پایین گرفته است ولی وقتی برای جواب امتحان می آید می فهمد که قبول شده وخوشحالی او دیدنیست

داکو و افسر بانمک ما خیلی خوشحال می شوند البته خوشحالی آن افسر خیلی بیشتر است!

در اینحال یانگوم برای تشکر از آن پزشک می رود ولی او می گوید که هنوز به عقیده اش استوار است و او برای ادامه راه باید قلبش را از کینه وانتقام خالی کند وبعدبه او می گوید که تمام تلاشش را برای موفقیت بکار گیرد

قبول شدگان امتحان همه جمع می شوند ودر اینحال افسر ارشد پزشکی با آنها صحبت می کند که راه سختی دارند وشاید برای پزشکی به هر نقطه ای از کشور فرستاده شوند پس باید تلاششان را بسیار بیشتر کنند تا به جای بهتری فرستاده شوند

دوستان ما از این موفقیت بسیار خوشحال می شوند.افسر جزیره به ججو بر می گردد و افسر مین دورادور به یانگوم سر میزند واضح است که افسر مین ویانگوم چقدر به خاطر این موفقیت خوشحالند!

سرانجام یانگوم به محل آموزش پزشکی می رود وآموزشهای آنها شروع می شود اینجا جایی است که شخصیتی جدید وارد مجموعه می شود و او کسی نیست جز استاد پزشک یانگوم یعنی کسی که به یانگوم پزشکی را آموزش می دهد

او در اولین جلسه می گوید که هر چیزی از پزشکی قبل از این شنیده اید را فراموش کنید واز این ببعد هر چیزی را که من به شما می گویم را گوش دهید صحبت او یانگوم را به فکر فرو می برد ظاهرا ماجراهای دیگری در راه است!

نوشته شده توسط فـرزانه در شنبه 12 خرداد1386 ساعت 11:48 قبل از ظهر | موضوع:
چنگ!
دستیار بانو مین که هر جا می ره دنبالشه!!

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 9 خرداد1386 ساعت 2:28 بعد از ظهر | موضوع: عکس های چنگ
ملکه یونسنگ
 ملکه یونسنگ در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 9 خرداد1386 ساعت 2:22 بعد از ظهر | موضوع:
یونسنننننننننننننگ
نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 9 خرداد1386 ساعت 2:19 بعد از ظهر | موضوع: عکس های یونسنگ
خلاصه ی تمامی قسمت ها
خلاصه ی همه ی قسمت های سریال البته به زبان اصلی در لینک زیر موجود است

www.daejanggeum.blogsome.com/jewel-in-the-palace

وب سایت جواهری در قصر:

www.daejanggeum.blogsome.com

در ضمن در این سایت عکس هایی از پشت صحنه و اطلاعات کلی در مورد سریال هم هست!

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 9 خرداد1386 ساعت 12:21 بعد از ظهر | موضوع:
بانو هن
بانو هن خوشکل خودم و یئول یی

 

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 9 خرداد1386 ساعت 12:11 بعد از ظهر | موضوع: عکس های بانو هن
بانو هن و یانگوم کوچک در کنار هم
 

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 9 خرداد1386 ساعت 12:4 بعد از ظهر | موضوع: عکس های بانو هن
بانو هن و کامپیوتر
اینم یه عکس توپ از بانو هن که دوستان تقاضا کرده بودن

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 9 خرداد1386 ساعت 12:1 بعد از ظهر | موضوع: عکس های بانو هن
افسر مین یانگوم و کارگردان
فکر می کنم این عکس مربوط به بعد از اتمام فیلم برداری باشه نظر شما چیه؟؟

نوشته شده توسط فـرزانه در یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت 12:40 بعد از ظهر | موضوع:
دو رقیب در کنار یکدیگر
وای که چقدر گیومیونگ زشته!!!!! نه غلااااااااااااااام؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط فـرزانه در یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت 12:38 بعد از ظهر | موضوع:
یانگوم روی پاسور!!
نظرتون راجع به این عکس چیه؟؟ 

نوشته شده توسط فـرزانه در یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت 12:37 بعد از ظهر | موضوع:
پشت صحنه
چند تا عکس از پشت صحنه های سریال

 

یئوال یی و بانو چویی که دارن می خندن! شما فکر می کنید دارن از چی می خندن؟؟؟

توی این یکی گیومیونگ داره اس ام اس می خونه معلومه خیلی با حال بوده!!!

نوشته شده توسط فـرزانه در یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت 12:27 بعد از ظهر | موضوع: عکس های پشت صحنه
کارای صدا و سیما
آدم بعضی وقتا تو کار این صدا و سیما می مونه یه سکانسو سانسور می کنه که قبلا توی تیتراژ پایانی نشون داده آخه به نظر شما این کار چه فایده ای داره؟؟؟؟

نوشته شده توسط فـرزانه در یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت 12:24 بعد از ظهر | موضوع:
خلاصه قسمت 31

دوسال از شروع آموزش پزشکی به یانگوم می گذرد وبعد از این مدت داکو تصمیم می گیرد برای دیدن یانگوم به جزیره ججو برود

در این مدت آموزشهای عجیب یان داک به یانگوم ادامه دارد واو روز به روز بهتر میشود

یانگوم مشکل بزرگی دارد او نمی تواند طب سوزنی انجام دهد و از انجام این کار هراس دارد.در واقع روحیه انجام این کار را ندارد

افسر مین با یان داک صحبت می کند تا او را راضی کند برای اینکه به یانگوم اجازه دهد که او برگردد ولی او قبول نمی کند ومی گوید که او هنوز می ترسد وبرای اینکار آماده نیست واگر می خواهد خود افسر مین به او آموزش دهد!

افسر مین با یانگوم هم صحبت می کند یانگوم خیلی ناراحت است اما می گوید که او مطمئن است که بزودی موفق میشود

به افسر مین فرمان میرسد که پادشاه سیصد اسب به آنها داده و آنها باید برای حفاظت از آنهادر مقابل حمله دزدان دریایی  به آنجا بروند

در این خلال داکو هم به جزیره میرسد اما دریازده میشود و او را برای مداوا پیش یانگوم میبرند

یانگوم برای مداوای او نمی تواند از طب سوزنی استفاده کند چون میترسد پس از شیوه ای دیگر استفاده میکند وسرانجام حال او خوب میشود ویانگوم را درآغوش میگیرد

در یکی از شبها یانگوم بیرون میرود او از اینکه نمی تواند به قصر برگردد ناراحت است می گوید.بانو هن شما نمی خواهید من به قصر برگردم؟

در همین حال دزدان دریایی که از نبود گارد و سربازان خبر دار شده اند به جزیره حمله می کنند

آنها همه را دستگیر و با طناب می بندند

رییس دزدان دریایی مریض است و آناه دنبال پزشکی می گردند.سرانجام با حرف داکو متوجه می شوند یانگوم پزشکی میداند واو را مجبور می کنند تا اورا مداوا کند

یانگوم از اینکار میترسد و نمی خواهد اینکار را انجام دهد ولی اورا تهدید میکنند که داکو را میکشند

یانگوم مجبور به این کار میشود وسرانجام موفق میشود اینکار را انجام دهد و به خاطر اینکار بسیار خوشحال و امیدوار میشود

 در مدتی که یانگوم اورا مداوا می کند افسر مین با نامه ای بین بسته های دارویی به یانگوم می گوید که چگونه آنها را به محلی بکشاند تا آنها به دزدان حمله کنندو یانگوم با زیرکی اینکار را انجام میدهد

و سرانجام افسر مین و سربازان گارد به آنها حمله می کنند

بعد از این ماجرا شبی یانگوم وافسر مین با هم صحبت می کنند!

افسر مین می گوید وقتی سختیها و مشکلات او را میبیند ونمی تواند به او کمک کند خیلی ناراحت میشود

اما یانگوم می گوید شما همیشه مرا درک می کنید وفهمیدن من بعنوان یک زن خیلی برایم مهم است شما تنها کسی هستید که میبینید من چه کسی هستم.من خوشحالم و خیلی خوش شانس!

دست در دست هم صحنه عاشقانه ای دیگر

 در این بین یان داک یانگوم رو میبیند و به او میگوید که از امروز آموزش پزشکی با سم حیوانات واستفاده های آنرا به او شروع می کند

دوستان ما خوشحال از موفقیتهای اخیر  گرد هم می آیند ولی نمی دانند دردسری دیگر در راه است.افسری به جزیره می آید و می گوید که یانگوم به خاطر اینکه ریس دزدان دریایی را مداوا کرده باید مجازات شود....

نوشته شده توسط فـرزانه در جمعه 4 خرداد1386 ساعت 11:45 بعد از ظهر | موضوع:
پیام لی یونگ آی به ایرانیها

پیام یانگوم

به نقل از مجله نور بانوان و وبلاگ پافا www.pafa.blogfa.com 


رسد که همه شما را از نزدیک ببینم , دوست داشتم  چشم در چشمان شما داشته باشم و بگویم که امیدوارم  روز های بهتری  داشته باشید.امیدوارم شماها هم چون من هر روز صبح زود از خواب بیدار شوید و به کارهای  خود برسید  چرا که هرچه زودتر از خواب بیدار شوید موفق خواهید بود.

 از زندگی من پرسیده بودید راستش  وقتی من در تعطیلات  به سر می برم بیشتر  به خانه پدر و مادرم می روم .صبح زود از خواب بیدار می شوم و خودم غذای مورد علاقه ام (کتلت گوشت) را درست می کنم و ضمن لذت از این کار با پدر ومادرم  گفت وگو  می کنم.اعتقاد من بر این است که گر مترین  کانون اجتماعی کانون مقدس خانواده است.من هنوز تصمیم به ازدواج ندارم.راستش مقعیتش پیش نیامده است.

 من از همه شما متشکرم  که اینقدر به من علاقه مند هستید ودر ایمیل های خود به من  محبت دارید البته  من اینقدرها هم مهم نیستم که شما به من توجه دارید !

 چیزی برای من مهمتر از خواندن ایمیل های شما عزیزان نیست وقتی ایمیل آشنایی را می خوانم انگار که پس از مدت ها اعضای خانواده ام را بعد از یک سفر طولانی می بینم و هر وقت  یک ایمیل جدید به من می رسد  انگار یک عضو به خانواده ام اضافه  شده است در واقع  شما عزیران لحظات مرا با شادی توام می کنید و صدها بار از شما تشکر می کنم  چه آن ها که در دو کره مرا مورد لطف قرار می دهند و چه آنها که از کشور های عربی ,ایران,هنگ گنک ,چین  وتمام آسیا به من لطف  دارند.برای شما آرزوی شبهای  روشن دارم و امید وارم پیوند مان  روز به روز محکمتر شود!

 هرگاه خورشید طلوع می کند امیدوارم  روابط ما محکتر  از قبل شود.خانه های شما گرم و صورت های شما خندان  ودلهایتان  به یاد خداوند باشد و امیدوارم  همیشه به کودکان که همیشه مورد توجه من هستند توجه کنید.

 امیدوارم این وب سایت موجب محکم شدن روابط ما وحتی روابط بین خود شما دوستان عزیز باشند چه آنها  که  در کشور کره هستند چه  آنها  که در دیگر  کشور ها هستند

 من عمیقا به تمام شما تعظیم می کنم و باز هم متشکرم ,موفق باشید و از تمام دوستانی که این متن را به دیگر زبان ها تر جمه می کنند متشکرم .

 لی یونگ ای

نوشته شده توسط فـرزانه در جمعه 4 خرداد1386 ساعت 8:32 بعد از ظهر | موضوع: پیام لی یونگ آی به ایرانی ها
بانو مین
اینم یه عکس از بانو مین وقتی بانوی اول شده که دوستان تقضا کرده بودن

نوشته شده توسط فـرزانه در پنجشنبه 3 خرداد1386 ساعت 9:31 بعد از ظهر | موضوع: عکس های بانو مین
افسر مین در وان حمام!!!
اینم یه عکس از افسر مین که تو وانه اونم با لباس!!! (البته وان خالی!!!)

 

مردم از بی نظری!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 8:37 بعد از ظهر | موضوع: عکس های افسر مین
افسر مین
یه عکس از افسر مین که داره یه چیزی می خوره!!!

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 8:31 بعد از ظهر | موضوع: عکس های افسر مین
بازم یانگوم!!!

 

 

دیگه نگم نظر!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 8:23 بعد از ظهر | موضوع:
یانگوم خوشکله

چرا هیچ کس نظر نمی ذاره؟؟؟!!!!!؟؟؟!!!

 

نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 8:22 بعد از ظهر | موضوع:
سه تا عکس خوشگل از یانگوم
 سه تا عکس خوشکل از یانگوم در ادامه مطلب

نظر فراموش نشه!!!!!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 8:8 بعد از ظهر | موضوع: عکس های یانگوم
یه عکس تمام قد از یانگوم
نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 8:2 بعد از ظهر | موضوع: عکس های یانگوم
یانگوم
نوشته شده توسط فـرزانه در چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت 12:36 بعد از ظهر | موضوع:
یانگوم کوچک در کنار بانو یونگ

نوشته شده توسط فـرزانه در سه شنبه 1 خرداد1386 ساعت 9:22 قبل از ظهر | موضوع:
افسر مین
اینم یه عکس از افسز مین

نوشته شده توسط فـرزانه در سه شنبه 1 خرداد1386 ساعت 9:17 قبل از ظهر | موضوع:
خلاصه قسمت 30 جواهری در قصر

... و یانگوم که اینک انگیزه ای تازه و نو برای یادگیری پزشکی دارد به پیش یانگ داک می رود و از او می خواهد که به او تعلیم دهد ...

یانگوم از یانگ داک می خواهد تا به او بیاموزد


سایر خدمتکاران که در داروخانه کار می کردند به این کار معترض می شوند ولی یانگ داک به آنها اثبات می کند که یانگوم مهارت و تجربه استثنایی دارد ...

یکی از خدمتکاران معترض


خبر آغاز یادگیری یانگوم به گوش افسر مین جو می رسد و او  بسیار خوشحال می شود...

افسر مین از یادگیری یانگوم مطلع می گردد


یانگ داک آموزش های پزشکی را به سرعت آغاز می کند و به یانگوم می گوید که باید هر چه او می گوید سریعاً به خاطر بسپارد زیرا او فقط یکبار هر چیز را بیان می کند یانگوم از این فشار آموزش تعجب می کند ولی چون تنها امید بازگشت او به قصر در این حرفه نهفته است سخت کوشش می کند.

کوشش یانگوم در یادگیری


او حتی در حین کار نیز ،  به حفظ مطالب پزشکی می پردازد و از هر فرصتی استفاده می کند...
یانگ داک به او می گوید که باید علایمی که در صورت اشخاص می بیند یادداشت کند ولی با مخالفت مردم شهر مواجه می شود زیرا او یک خدمتکار بود و ...

خیره شدن یانگوم به صورت مردم شهر!


افسر مین جو که از این موضوع مطلع می گردد به سربازان امر می کند تا اجازه دهند یانگوم آنها را معاینه کند و علایم صورتشان را یادداشت کند..

یانگوم و یادداشت علایم صورت سربازان


افسر مین به یانگوم می گوید چطور تمام سربازانش را معاینه کرده ولی او را معاینه نمی کند و...

یانگوم و معاینه افسر مین جانگ هو


یانگ داک از یانگوم می خواهد تا آنچه را که به خاطر سپرده در مورد بیماران توضیح دهد و او در این مرحله بخوبی از عهده آن بر می آید...

مرحله بعدی آموزش یانگوم


در مرحله بعد یانگ داک به یانگوم کتاب های اصلی پزشکی را داده و از او می خواهد همه آنها را حفظ کند و حتی یک خط هم جا نیندازد...

یانگوم و کتاب های اصلی پزشکی !


او نیز شبانه روز به مطالعه کتب اصلی پزشکی می پردازد...

یانگوم و حفظ شبانه روزی کتب پزشکی


نیمه شب یونسگ مشغول غذا دادن به سگ هدیه ای شاه بود که ...

یونسنگ و سگ پادشاه


پادشاه و افرادش حین قدم زدن او را می بینند بانوی منشی های سلطنتی او را مواخذه می کند که چطور با سگی که با شاه قدم می زند چنین رفتار می کند و از او توضیح می خواهد ولی شاه به افرادش می گوید بگذارید برود حتماً دلایل خودش را داشته است!

شاه و افرادش یونسگ را حین غذا دادن به سگ می بینند


خاندان چویی سارریون را برای جانشینی گیومیونگ وارد قصر می کنند و مادام چویی تعلیم آن را به عهده گیومیونگ قرار می دهد ولی مادام چویی متوجه می شود گیومیونگ آن طور که باید به او تعلیمات مرسوم چویی را آموزش نمی دهد!

سارریون تحت تعلیم گیومیونگ


گیومیونگ به مادام چویی می گوید که تعلیمات قبلی اشتباه بوده و اگر تواناییهای ما بیشتر بود نیاز به توطئه چینی نسبت به افراد بی گناه نداشتیم و ...

گیومیونگ و صحبت های صریح


و در آن شب بانوی تشریفات از یونسگ می خواهد تا همراهش برود... و آن شب یونسگ متوجه می شود که پادشاه او را عضوی از بانوان خاص خود قرار داده است!

یونسگ بانوی خاص می شود


در حین ملاقات شاه با یونسگ ، پادشاه از او می پرسد چرا در آن شب در حیاط گریه می کرد ولی یونسگ هیچ جوابی نمی دهد و بسیار می ترسد و حالت افسردگی دارد..

ملاقات یونسگ و پادشاه


فردای صبح آن روز همه متوجه می شوند که یونسگ دیگر یک بانوی ساده آشپزخانه نیست...

یونسگ بانوی خاص


به او اتاق ویژه بانوان خاص داده و همه به او تبریک می گویند حتی مادام چویی و گیومیونگ!

اتاق ویژه برای یونسگ


یونسگ به بانو مین می گوید ماجرای بانو هن و یانگوم را به شاه خواهم گفت! و بانو مین بسیار وحشت می کند و از او می خواهد هرگز چنین کاری نکند زیرا جرم آن ها خیانت بوده و ...

یونسگ قصد دارد ماجرای یانگوم و هن را به شاه بگوید


و اما یانگ داک حتی یانگوم را به خاطر اشتباهات پزشکی اش تنبیه می کند زیرا عقیده دارد یک اشتباه در پزشکی می تواند فردی را بکشد..

یانگ داک ، یانگوم را تنبیه می کند


و اما آموزشات پزشکی یانگوم به تست و شناخت ضربان های مختلف می رسد و یانگ داک متوجه می شود یانگوم در این کار بسیار استعداد دارد...

یانگوم استعدادش در یادگیری ضربان ها


یانگ داک و یانگوم برای معاینه یکی از اشراف که بیماری داشته است اقدام می کنند ولی یانگ داک متوجه می شود که او بر خلاف دستورش از جنسینگ سفید استفاده می کند که برای سلامتی اش مضر است... یانگ داک به شدت عصبانی می شود ولی مرد می گوید که جنسینگ را پزشکی که به تازگی به جیجو آمده به او پیشنهاد کرده است...

تجویز جنسینگ برخلاف تجویز یانگ داک


یانگ داک به سرعت سراغ مردی که فکر می کرد به قصد شیادی به مردم دارو می دهد می رود

یانگوم و پزشک اسبق

ولی یانگوم ناگهان متوجه می شود او همان پزشک سابق شاه است که حس چشایی او را درمان کرده بود...

پزشک اسبق و یانگوم


او به یانگ داک اثبات می کند که کاملاً در اشتباه است و  جیسینگ خشک بخارپز شده برای بیماران تب دار مفید است و او قبلاً زمانی مجبور بوده است با وجود تب شدید از جیسینگ استفاده کند...
لذا یانگوم از وی می پرسد چه بیماری داشته که مجبور شده است از جیسنیگ سفید استفاده کند او می گوید حتی زمانیکه در ادویه خانه بوده است تومور داخل شکمی داشته است و قبل از ملاقات یانگوم کاملاً نا امید از درمان در راه مرگ سریع تر بوده است ولی اینک به دنبال درمان است و جیسینگ زمان بیشتری به او می دهد...

یانگوم به پزشک اسبق شاه هدف از پزشکی خود را می گوید


پزشک سابق به یانگوم می گوید که او پزشک خوبی خواهد شد و بسیار در این راه پیشرفت می کند ولی یانگوم به او می گوید که هدف او پزشکی نیست بلکه او می خواهد بدین وسیله به قصر دوباره بازگردد و انتقام بگیرید.. پزشک اسبق بسیار خشمگین می شود به یانگوم می گوید چطور می تواند با خشم درونی و کینه انتقام طبابت کند و او می گوید جلوی کارش را خواهد گرفت!!!
یانگ داک پزشک اسبق را به پیش یک تبعیدی می برد و به او می گوید این تبعیدی همان بیماری او را دارد و درمانش را می داند .. پزشک اسبق بسیار شگفت زده می شود...

تبعیدی با بیماری مشابه پزشک اسبق شاه


یانگ داک ماجرای جالبی از پزشک شدن خود را برای یانگوم و پزشک اسبق تعریف می کند

پزشک اسبق و یانگوم در حیرت

 او می گوید که در گذشته شبیه یانگوم حرفه پزشکی را به خاطر انتقام برگزیده زیرا همان تبعیدی که اینک در این وضع گرفتار است روزی افسر قصر بوده و باعث خودکشی کردن مادر و پدرش شده و خانواده وی را به فساد متهم کرده است او بیان می کند که اگر مرد بود فنون رزمی می آموخت تا انتقام بگیرید ولی چون زن بود به دنبال حرفه پزشکی رفت...

یانگ داک و داستان پزشکی او


و همچنین می گوید هنگامیکه سایر پزشکان فقط مهارت درمان را می آموختند من مهارت درمان و کشتن را فرا می گرفتم...
او از پزشک اسبق سوال می کند هم اینک آیا مجبورم او را درمان کنم؟
پزشک اسبق به پیش افسر مین جو می رود و از وی می خواهد از قدرتش استفاده کند و یانگ داک را مجبور به درمان تبعیدی کند ولی مین جو مخالفت می کند...

پزشک اسبق و تقاضا از مین جو جهت جلوگیری یانگ داک


در نهایت یانگ داک دوباره باز می گردد و تبعیدی را با وجود خشم درونی مداوا می کند و به یانگوم پیشنهاد می کند قبل از بازگشتن به قصر ابتدا خشم درونی خود را از بین ببرد...

یانگ داک تبعیدی را با وجود تنفرش درمان می کند


یانگوم به سوی ساحل جزیره می رود و به حرف های یانگ داک فکر می کند...

یانگوم ، ساحل و تفکر

نوشته شده توسط فـرزانه در سه شنبه 1 خرداد1386 ساعت 9:3 قبل از ظهر | موضوع: