ღღ::::جواهری در قصرღღ امپراطور دریاღღ:::
سلام چون خیلی از شماها خواسته بودید که من دیالوگ های سانسور قسمت 46 رو براتون بذارم براتون گذاشتم ولی داستانشو حوصلم نمی شه تعریف کنم فقط همین که یانگوم تونست بیماره شاه رو درمان کنه.
اینم دیالوگاش:
یانگوم - شما با زندگیتان به من اطمینان کردین
افسر مین- من از انجام این کار وقتی که در زندان متاسف بودم
من به خاطر نگرانی از اینکه تو ممکن صدمه ببینی متاسف بودم
اگه من میدونستم که این ممکنه خطر داشته باشد
من مبایست با تو فرار میکردم وقتی تو در جیجو بودی
وقتی من بصورت یک بازرس اومدم به داروخانه
من باید به هر وسیله ای مانع تو می شدم
من عمیقا" متاسفم
وقتی که تو بخاطر دیوانگی من در زندان بودی...
یانگوم – آقا...
ورود نویسنده ی جدیدمون نازنین خانومو هم تبریک می گم! نازنین خانم با هموم یوزر و پسوردی که خواستی! من دوست ندارم خودمو مدیر بنامم واسه همینم جلوی اسمم نمی نویسم مدیر ولی حالا که تو خواستی توی درباره وبلاگ نوشتم!
خب حالا اینو دانلود کنید